مَنْ أَخلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَباحًا ظَهَرَتْ يَنابيعُ الحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَی لِسَانِهِ
عبارات حديث مختلف وارد شده و معاني متّحد است .
خود به عيان ديدهايم ، و به بيان دانستهايم كه اين مرحلة شريفه از مراحل عدد را خاصيّتي است خاصّ ، و تأثيري است مخصوص ، در ظهور استعدادات ، و تتميم مَلَكات ؛ در طيِّ منازل و قطعِ مراحل .
و منازل راه ، اگر چه بسيار باشد ، لكن در هر منزلي مقصدي است . و مراحل اگر چه بيشمار باشد ؛ چون به اين مرحله داخل شدي اتمام عالَمي است.
تخمير طينت آدم أبوالبشر به يد قدرت الهيّه در چهل صباح اتمام يافت ؛ وَ خَمَّرْتُ طينَةَ آدَمَ بِيدَي أرْبَعِينَ صَباحاً .
و در اين عدد عالمي از عوالم استعداد را طيّ كرد . و به روايتي چهل سال جسد او ميان مكّه و مدينه افتاده بود و باران رحمت الهيّه بر او ميباريد ، تا در اين عدد قابل تعلّق روح قدسي شد .
و ميقات موسی عليه السّلام در اربعين ليلة تمام شد . و قوم او را بعد از اربعين سنة از تيه خلاص كردند.
و خاتم انبياء صلّی الله عليه وآله وسلّم را بعد از چهل سال كه به خدمت قيام نمود خلعت نبوّت پوشانيدند .
عدد چهل در ظهور استعدادات
و زمان مسافرت عالم دنيا و ظهور استعداد ، و نهايت تكميل در اين عالَم ، در چهل سال است . چنانچه وارد است كه عقل انسان در چهل سالگي به قدر استعداد هر كسي كمال ميپذيرد[9] . و از بدوِ دخول او در اين عالم در نموّ است تا سي سالگي ، و ده سال بدن او در اين عالم واقف است ، و چون چهل سال تمام شد [10]، سفر عالم طبيعيت تمام است .
و ابتداي مسافرت به عالم آخرت است . و هر روز و هر سال جزوي از آن بار سفر بندد ، و از اين عالم رحلت كند ، قوّت او سال به سال در كاهيدن است ، و نور سمع و بصر در نقصان ، و قواي ماديّه در انحطاط ، و بدن در ذُبول ، چه مدّت سفر و اقامت او در اين عالم در چهل سال تمام شد .
و از اين است كه وارد شده است كه:
مَن بَلَغَ أَرْبَعِينَ و لَمْ يَأْخُذِ العَصا فَقَد عَصَي .
چه ، عصا علامت سفر است و مسافر را برداشتن عصا مندوب است . و چون چهل سال تمام شد هنگام سفر است . و تأويل عصا مهيّا شدن سفر آخرت است . و جمع كردن خود از براي رحلت (و هر كه عصا بر نداشت از فكر سفر غافل است) .
و همچنانكه مدّت تكميل جسميّت در اين سنّ است ، همچنين مرتبه سعادت يا شقاوت . و از اين جهت در حديث وارد است كه: روی هر كه در چهل سالگي سفيد نشد شيطان مسحِ وجه او ميكند و ميگويد: بأبي وَ اُمّي وَجْهٌ لا يُفْلِحُ أبداً
و ميگويد: نام تو در صحيفه جُند من ثبت شد .
و آنچه در اخبار وارد شده كه هر كه كوري را چهل قدم بكشد و راه نمايد بهشت او را واجب شود ؛ مراد از ظاهر آن كورِ بَصَرْ است و تأويل آن كورِ بصيرت . چون كورِِ بصيرت پيش از تمام چهل قدم از مرتبه استعداد به فعليّت داخل نشده اگر چه قريب شده باشد . پس اگر او را رها كني باز به حالت اوّل عود ميكند . و تمام إحسان و حصولِ هدايت به اتمام چهل است . پس به اين حيثيّت موجب وجوب بهشت ميشود .
منبع :رساله ی سیر وسلوک بحر العلوم قسمت اول
