گروه آموزشی مشاوران کوهدشت (گامک)
ارائه گزارش فعالیتهای مشاوران مدارس در شهرستان کوهدشت

 
تاريخ : ۱۳۹۲/۰۳/۰۶
1. ديدگاه منفي و ناپسند نسبت به بازي
نگاهي كه بازي را عملي بي هدف و بيهوده، بدون آثار مثبت تلقي كرده و مقابل [3]عملي جدّي معرفي مي‌‎كند همان گونه كه علي ـ عليه السّلام ـ مرگ را جدي دانسته، آن را بازي و شوخي نمي‎پندارد (فانه والله الجدّ لا اللعب). گاهي نيز به معناي كارهاي خلاف و گناهان طغيان‎گران دانسته شده كه خداوند آنان را به حال خود رها كرده تا روز جزا فرا رسد و مجازات آنان انجام شود (فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ).[4]
سبك شمردن كارهاي ارزشمند، مشغوليت‎هاي هلاكت بار، وابستگي‎هاي دوران كودكي، بي هدفي زيان بخش، معاني ديگري است كه در آيات مختلف بدان اشاره شده و در تمامي آنان، واژة «لعب» به معناي «بازي» به چشم مي‎خورد.[5]
آنچه در تمامي مصاديق اين مفهوم با چنين تعبيري وجود دارد و آثار منفي و آشفتگي خاطر تمامي دلسوزان را در اثر اين تفاسير به دنبال داشته است آن است كه:
«بازي و ورزش هدف اصلي و برتر انسان گردد و تمامي امكانات در اختيار اين آرمان نادرست قرار گيرد!!» در اين صورت تنها يك بال پرواز،‌ قدرت مي‎يابد و بال ديگر كه توانمندي‎هاي روحي، پرورش اخلاقي و اصلاح رفتاري است مورد غفلت قرار مي‎گيرد و ره آورد چنين تلاشي ناقص اين حقيقت تلخ مي‎شود كه بازي و ورزش نه تنها «بال پرواز و پيشرفت» نخواهد بود بلكه «و بال ترقي و تكامل» خواهد گرديد.!!
حضرت امام خميني (ره) با چنين بينش روشن و نور آفريني مي‎فرمود:
«از قديم ورزشكاران ايران به ياد خدا و علي ـ عليه السّلام ـ بوده‎اند و اين راز برجستگي‎هاي آنان بوده است. اميدواريم كه پهلوانهاي عزيز ما همه جا سر بلند باشند و همه جا با يك روح انساني يك روح اسلامي، يك نفس مهذّب عمل كنند كه هر جا بروند علاوه بر اين كه در پهلواني مقدم بر ديگران باشند، در اخلاق و در آداب و در انسانيت مقدم بر همه باشند. ان شاء الله ورزشكاران به همان صورتي كه ورزش جسمي دارند، ورزش روحي هم داشته باشند.»[6]
بي شك چنين گوهر معرفت و كيمياي بينش و رويش در آغوش انديشة دين باوران و خداجويان قرار دارد و به يقين آنان كه چون دكارت، انسان را «موجودي جاندار» و چون هابز، فيلسوف معروف انگلستان، «در خواسته‎ها و مطلوب‎ها يك حيوان تمام عيار» مي‎دانند[7] و چنين معرفتي را به پيروان خود مي‎آموزند، هيچ هدفي جز برتري بر حريف و دست‎يابي به پيروزي ظاهري با استفاده از تمام ابزارهاي درست و نادرست در وجود آنان نخواهد بود و با اين شناخت بازي‎ها و مسابقات ورزشي آنان چنين وضع وحشتناك و گاه مرگباري را خواهد داشت. زيرا افراد از فطرت خدايي خود دور شده و تنها تربيت بدن را آرمان عالي خود مي‎دانند.
تــن پــرستي زيــر دست خـاك مي‎سازد مــرا
بــي‎خـودي تـاج ســر افـلاك مـي‎سـازد مــرا
در گــره دايــم نخواهد مـاند كارم چون صدف
شــوخي گـوهـر گـريبان چـاك مـي‎سازد مــرا
گر نپردازم به خود چون سيل، جاي طعن نيست
گــرد راه از چـهـره دريـا پـاك مـي‎سـازد مــرا[8]
2. ديدگاه مثبت و پسنديده نسبت به بازي
اين نگاه، بازي را هدفمند، پويا، شورآفرين و ابزاري ارزشمند مي‎داند؛ ابزاري كه به كمك آن سلامت جسم، سبكبالي و آسايش روان را فراهم مي‎سازد و روح چون سواركاري پر تلاش و گرانبار و جسم همانند مركبي تيزرو و رخشي پر خروش، مسير سعادت را طي مي‎كنند. چنين نگاه روشنگر، موجب تشويق رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ به بازي و جست و خيز فراوان گرديده، كه فرمود:
«خوب است كه پسر در خردسالي و نوجواني بازيگوش و پر جنب و جوش باشد، تا در بزرگي خويشتن دار و صبور و مقاوم گردد.»[9]
و در سخن ديگر به گونه‎اي بس زيبا همگان را به بازي و تفريح سوق داده، فرموده است:
«اٌلهو ولعَبوا فَاِنّي اُكْرَهْ اَنْ يُري في دِينكم غَلْظَةً»؛
بازي كنيد و تفريح داشته باشيد. همانا من ناراحتم كه در دين شما خستگي و بي نشاطي ديده شود.
چنان كه پدران و مادران را به رها ساختن كودكان خود در هفت سال اول زندگي و سرگرم سازي آنان به بازي و ورزش توصيه كرده، تيراندازي و شنا را زمينه ساز رشد روحي و جسمي افراد دانسته است.[10]
آنگاه كه باور و بينش پيشوايان ما چنين شفاف و هدايتگر گرديد، شخصيّتي چون امام علي ـ عليه السّلام ـ كه مقتداي تمامي پهلوانان و قهرمانان تاريخ است - در دعاي خود، چنين آرزويي از خداي خود دارد كه:
«قوّ علي خدمتك جوارحي»؛
پروردگارا! اندام مرا در راه خدمت به خودت قوي گردان.
و در پي آن اين دعا را بر لب جاري مي‎كند:
«و اشدد علي العزيمة جوانحي»[11]
دلم را براي عزيمت به سويت محكم گردان.
تا «قوت جوارح و شدت جوانح» جسم و جان را چون دو همراه و همپا به اوج سعادت، صعود بخشد؛ نكته‎اي ارزشمند كه برادران يوسف با دست آويز قرار دادن آن، راه هر بهانه‎اي را بر پدر بستند و او را وادار به پذيرش خواسته خود در سپردن يوسف به آنان كردند و گفتند:
«أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»؛[12]
پدر جان! فردا -يوسف - را با ما بفرست تا -در چمن - بگردد و بازي كند و ما به خوبي نگهبان او خواهيم بود.
همه دردها از تــو و خــود نـبيني
همه نسخه‎ها در تو و خود نخواهي
تويي آن كتاب مـقدس كـه در وي
نــبشته هــمه رازهــاي نـهــانـي
تو شعري و در جمله ديوان خلقت
كـجا شعـر بـغرنج بـا ايـن روانـي
تو انساني و خود خدا در تو مخفي
ملك در تو محو و فلك در توفاني[13]

[1] . نگاه كنيد به سورة انعام / 32؛ عنكبوت / 64؛ محمد / 36؛ حديد / 20 و ... (و ما هذه الحياه الدنيا الا لهو و لعب؛ انما الحيوه الدنيا لعب و لهؤ و ...).
[2] . واعدّوا لهم ما استطعتم من قوه ... ؛ خذوا حذركم ... (از مصاديق شايان توجه آمادگي، آمادگي جسمي و ورزش‎هاي رزمي است).
[3] . نهج البلاغه، خ 132، فراز 2.
[4] . زخرف / 83.
[5] . قاموس قرآن، ج 6، ص 191.
[6] . كلمات قصار، پندها و حكمت‎هاي امام خميني (ره)، ص 182.
[7] . بازي‎هاي پرورشي، از انتشارات وزارت آموزش و پرورش، ص سوم.
[8] . صائب تبريزي؛ ر.ك: پالايش نفس، ص 72.
[9] . نك: بحارالانوار، ج 14، ص 379؛ وسايل الشيعه، ج 15، ص 198.
[10] . ر.ك: تربيت ورزش، ص 61.
[11] . مفاتيح الجنان، دعاي كميل، فرازهاي آخرين مناجات امام علي ـ عليه السّلام ـ.
[12] . يوسف / 12.
[13] . ديوان شهريار، ج 2، ص 976 و 1028. (با گزينش)

منبع: کتاب  جوانان و بينش‌هاي ناب نويسنده : احمد لقماني انتشارات: نشر سابفون سال نشر: 1380 ه ش



ارسال توسط عزیز مراد رحمتی عضو هسته مشاوره

اسلایدر

Online User