نگاهي كه بازي را عملي بي هدف و بيهوده، بدون آثار مثبت تلقي كرده و مقابل [3]عملي جدّي معرفي ميكند همان گونه كه علي ـ عليه السّلام ـ مرگ را جدي دانسته، آن را بازي و شوخي نميپندارد (فانه والله الجدّ لا اللعب). گاهي نيز به معناي كارهاي خلاف و گناهان طغيانگران دانسته شده كه خداوند آنان را به حال خود رها كرده تا روز جزا فرا رسد و مجازات آنان انجام شود (فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ).[4]
سبك شمردن كارهاي ارزشمند، مشغوليتهاي هلاكت بار، وابستگيهاي دوران كودكي، بي هدفي زيان بخش، معاني ديگري است كه در آيات مختلف بدان اشاره شده و در تمامي آنان، واژة «لعب» به معناي «بازي» به چشم ميخورد.[5]
آنچه در تمامي مصاديق اين مفهوم با چنين تعبيري وجود دارد و آثار منفي و آشفتگي خاطر تمامي دلسوزان را در اثر اين تفاسير به دنبال داشته است آن است كه:
«بازي و ورزش هدف اصلي و برتر انسان گردد و تمامي امكانات در اختيار اين آرمان نادرست قرار گيرد!!» در اين صورت تنها يك بال پرواز، قدرت مييابد و بال ديگر كه توانمنديهاي روحي، پرورش اخلاقي و اصلاح رفتاري است مورد غفلت قرار ميگيرد و ره آورد چنين تلاشي ناقص اين حقيقت تلخ ميشود كه بازي و ورزش نه تنها «بال پرواز و پيشرفت» نخواهد بود بلكه «و بال ترقي و تكامل» خواهد گرديد.!!
حضرت امام خميني (ره) با چنين بينش روشن و نور آفريني ميفرمود:
«از قديم ورزشكاران ايران به ياد خدا و علي ـ عليه السّلام ـ بودهاند و اين راز برجستگيهاي آنان بوده است. اميدواريم كه پهلوانهاي عزيز ما همه جا سر بلند باشند و همه جا با يك روح انساني يك روح اسلامي، يك نفس مهذّب عمل كنند كه هر جا بروند علاوه بر اين كه در پهلواني مقدم بر ديگران باشند، در اخلاق و در آداب و در انسانيت مقدم بر همه باشند. ان شاء الله ورزشكاران به همان صورتي كه ورزش جسمي دارند، ورزش روحي هم داشته باشند.»[6]
بي شك چنين گوهر معرفت و كيمياي بينش و رويش در آغوش انديشة دين باوران و خداجويان قرار دارد و به يقين آنان كه چون دكارت، انسان را «موجودي جاندار» و چون هابز، فيلسوف معروف انگلستان، «در خواستهها و مطلوبها يك حيوان تمام عيار» ميدانند[7] و چنين معرفتي را به پيروان خود ميآموزند، هيچ هدفي جز برتري بر حريف و دستيابي به پيروزي ظاهري با استفاده از تمام ابزارهاي درست و نادرست در وجود آنان نخواهد بود و با اين شناخت بازيها و مسابقات ورزشي آنان چنين وضع وحشتناك و گاه مرگباري را خواهد داشت. زيرا افراد از فطرت خدايي خود دور شده و تنها تربيت بدن را آرمان عالي خود ميدانند.
تــن پــرستي زيــر دست خـاك ميسازد مــرا
بــيخـودي تـاج ســر افـلاك مـيسـازد مــرا
در گــره دايــم نخواهد مـاند كارم چون صدف
شــوخي گـوهـر گـريبان چـاك مـيسازد مــرا
گر نپردازم به خود چون سيل، جاي طعن نيست
گــرد راه از چـهـره دريـا پـاك مـيسـازد مــرا[8]
2. ديدگاه مثبت و پسنديده نسبت به بازي
اين نگاه، بازي را هدفمند، پويا، شورآفرين و ابزاري ارزشمند ميداند؛ ابزاري كه به كمك آن سلامت جسم، سبكبالي و آسايش روان را فراهم ميسازد و روح چون سواركاري پر تلاش و گرانبار و جسم همانند مركبي تيزرو و رخشي پر خروش، مسير سعادت را طي ميكنند. چنين نگاه روشنگر، موجب تشويق رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ به بازي و جست و خيز فراوان گرديده، كه فرمود:
«خوب است كه پسر در خردسالي و نوجواني بازيگوش و پر جنب و جوش باشد، تا در بزرگي خويشتن دار و صبور و مقاوم گردد.»[9]
و در سخن ديگر به گونهاي بس زيبا همگان را به بازي و تفريح سوق داده، فرموده است:
«اٌلهو ولعَبوا فَاِنّي اُكْرَهْ اَنْ يُري في دِينكم غَلْظَةً»؛
بازي كنيد و تفريح داشته باشيد. همانا من ناراحتم كه در دين شما خستگي و بي نشاطي ديده شود.
چنان كه پدران و مادران را به رها ساختن كودكان خود در هفت سال اول زندگي و سرگرم سازي آنان به بازي و ورزش توصيه كرده، تيراندازي و شنا را زمينه ساز رشد روحي و جسمي افراد دانسته است.[10]
آنگاه كه باور و بينش پيشوايان ما چنين شفاف و هدايتگر گرديد، شخصيّتي چون امام علي ـ عليه السّلام ـ كه مقتداي تمامي پهلوانان و قهرمانان تاريخ است - در دعاي خود، چنين آرزويي از خداي خود دارد كه:
«قوّ علي خدمتك جوارحي»؛
پروردگارا! اندام مرا در راه خدمت به خودت قوي گردان.
و در پي آن اين دعا را بر لب جاري ميكند:
«و اشدد علي العزيمة جوانحي»[11]
دلم را براي عزيمت به سويت محكم گردان.
تا «قوت جوارح و شدت جوانح» جسم و جان را چون دو همراه و همپا به اوج سعادت، صعود بخشد؛ نكتهاي ارزشمند كه برادران يوسف با دست آويز قرار دادن آن، راه هر بهانهاي را بر پدر بستند و او را وادار به پذيرش خواسته خود در سپردن يوسف به آنان كردند و گفتند:
«أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»؛[12]
پدر جان! فردا -يوسف - را با ما بفرست تا -در چمن - بگردد و بازي كند و ما به خوبي نگهبان او خواهيم بود.
همه دردها از تــو و خــود نـبيني
همه نسخهها در تو و خود نخواهي
تويي آن كتاب مـقدس كـه در وي
نــبشته هــمه رازهــاي نـهــانـي
تو شعري و در جمله ديوان خلقت
كـجا شعـر بـغرنج بـا ايـن روانـي
تو انساني و خود خدا در تو مخفي
ملك در تو محو و فلك در توفاني[13]
[1] . نگاه كنيد به سورة انعام / 32؛ عنكبوت / 64؛ محمد / 36؛ حديد / 20 و ... (و ما هذه الحياه الدنيا الا لهو و لعب؛ انما الحيوه الدنيا لعب و لهؤ و ...).
[2] . واعدّوا لهم ما استطعتم من قوه ... ؛ خذوا حذركم ... (از مصاديق شايان توجه آمادگي، آمادگي جسمي و ورزشهاي رزمي است).
[3] . نهج البلاغه، خ 132، فراز 2.
[4] . زخرف / 83.
[5] . قاموس قرآن، ج 6، ص 191.
[6] . كلمات قصار، پندها و حكمتهاي امام خميني (ره)، ص 182.
[7] . بازيهاي پرورشي، از انتشارات وزارت آموزش و پرورش، ص سوم.
[8] . صائب تبريزي؛ ر.ك: پالايش نفس، ص 72.
[9] . نك: بحارالانوار، ج 14، ص 379؛ وسايل الشيعه، ج 15، ص 198.
[10] . ر.ك: تربيت ورزش، ص 61.
[11] . مفاتيح الجنان، دعاي كميل، فرازهاي آخرين مناجات امام علي ـ عليه السّلام ـ.
[12] . يوسف / 12.
[13] . ديوان شهريار، ج 2، ص 976 و 1028. (با گزينش)
منبع: کتاب جوانان و بينشهاي ناب نويسنده : احمد لقماني انتشارات: نشر سابفون سال نشر: 1380 ه ش
