هر علمي بايد رنگ خدايي داشته باشد و عطر اخلاص آن، فضاي دل و جامعه را آكنده سازد؛ زيرا از دانش، ضلالت خيزد و هدايت. اين آسيب را بايد با تقوا ترميم كرد. امام علي ـ عليه السلام ـ لغزش و بيتقوايي دانشمند را مانند شكستن كشتي زيانبار و فاجعه آفرين ميداند[4] و ميفرمايد:
لايزكو العلم بغير ورع؛ بدون پرهيزگاري دانش رشد نميكند.[5]
خدايي بودن دانش، هم زمينة اصلاح دانشجو را فراهم ميآورد و هم ديگران را سودمند ميسازد. در نظر امام ـ عليه السلام ـ آثار اين دانش عبارت است از: پرستش[6] و خالص گردانيدن عمل براي خدا.[7]
ب) پشتكار
دانش با تن آسايي و راحتطلبي به دست نميآيد. همّت، دقّت و پشتكار رمز پيشرفت است. امام ـ عليه السلام ـ ميفرمايد:
علي المتعلم ان يدأب في نفسه طلب العلم و لايمل من تعلمه و لايستكثر ما علم؛ بر دانش پژوه است كه خود را در طلب علم كوشا سازد و از آموختن دانش خسته نشود و دانستههاي خود را زياد نشمارد.[8]
لايحرز العلم الا من يطيل در سه؛ دانش را به دست نميآورد مگر كسي كه مدتها بياموزد.[9]
من اكثر الفكر فيما تعلّم اتقن علمه و فهم مالم يكن يفهم؛ هر كه در آموختههايش زياد بينديشد، دانش خود را استوار گرداند و آنچه نميفهميده است بفهمد.[10]
كل شيء يعز حين ينزر الا العلم، فانّه يعز حين يغزر؛ هر چيزي وقتي كم شود ارزش مييابد؛ مگر دانش كه وقتي زياد شود ارزشمند ميگردد.[11]
لافقه لمن لايديم الدرس؛ كسي كه در خواندن و آموختن پي گير نباشد، از فهم و دانش برخوردار نشود.[12]
آن بزرگوار فرزندش را چنين اندرز ميدهد: دانا كسي است كه دريابد آنچه ميداند، در برابر آنچه نميداند، اندك است و بدين سبب خود را نادان شمارد؛ به مدد آنچه دريافته است، بر كوشش خود در جستن دانش بيفزايد و پيوسته جوينده و شيفتة دانش باشد و از آن بهره گيرد.[13]
ج) به كار بستن علم
علم با عمل، كمال به شمار ميآيد و ارزش دانش در به كار بستن آن است.
ثمرة العلم العمل به؛ ثمرة علم، به كار بستن آن است.[14]
امام دانش بدون عمل را ماية گرفتاري دانسته،[15] ميفرمايد:
علم بلا عملٍ كشجر بلا ثمر؛ دانشي كه با عمل همراه نباشد، چون درخت بيميوه است.[16]
د) احترام به استاد
«مجلس دانش، باغ بهشت است»[17] و آموزگاران سخت كوش و دلسوز باغبانان آن شمرده ميشوند. فروتني در برابر استاد و احترام به وي از وظايف هر جويندة علم است. حضرت علي ـ عليه السلام ـ ميفرمايد:
تواضعوا لمن تعلمونه العلم؛ در برابر كسي كه از او دانش ميآموزيد، فروتن باشيد.[18]
امام ـ عليه السلام ـ بخشي از حقوق آموزگار را چنين بر ميشمارد:
هر گاه استاد در ميان جمعي بود، بر همگان سلام كني و به او نيز سلام گويي. رو به رويش بنشيني. در حضور او با دست و چشم و ابرو اشاره نكني. در مخالفت با نظر وي نگويي "فلاني چنين گفته است". نزد او از كسي غيبت نكني. در مجلسش از نجوا بپرهيزي. اگر خسته بود، در پرسش كردن اصرار نورزي. از طول مجالست با او به تنگ نيايي. زيرا حكايت همنشيني با او حكايت درخت خرمايي است كه انتظار ميكشي تا از آن چيزي برايت فروافتد.[19]
[1] . عبدالواحد آمدي: غررالحكم، ح 185.
[2] . همان، غررالحكم، ح 149.
[3] . حسن بن شعبه حراني: تحف العقول، ص 69.
[4] . «زلة العالم كانكسار السفينة تغرق و يغرق معها غيرها». (غررالحكم، ح 233).
[5] . عبدالواحد آمدي: غررالحكم، ح 257.
[6] . عبدالواحد: ح 798. (ثمرة العلم العبادة).
[7] . همان، ح 799. (ثمرة العلم اخلاص العمل).
[8] . همان، غررالحكم، ح 96.
[9] . همان، ح 275.
[10] . همان، ح 573.
[11] . همان، ح 41.
[12] . همان، ح 274.
[13] . حسن بن شعبه حراني: تحف العقول، ص 79.
[14] . عبدالواحد آمدي: غررالحكم، ح 159.
[15] . همان، ح 166.
[16] . همان، ح 2818.
[17] . امام علي ـ عليه السلام ـ : «مجلس العلم روضة الجنة». (سيدمحمد عاملي: الاثني عشرية، ص 22).
[18] . محمدباقر مجلسي: بحارالانوار، ج 2، ص 41.
[19] . متقي هندي: كنز العمال، ح 29363.
منبع: کتاب تصمیم های بزرگ نويسنده : محمد باقر پور اميني انتشارات: موسسه فرهنگي دانش و انديشه
معاصرسال نشر: 1381 ه ش
