تاريخ : ۱۳۹۲/۰۳/۲۹
او شرحي دربارة خصوصيات
اين سگها بيان كرد و گفت:
اين سگها شناسنامه دارند، پدر و مادر دارند،
نژادشان معلوم است و به محض آنكه
دزد را ببينند او را ميگيرند.
مدرس پس از شنيدن توضيحات شاهزاده نصرت الدوله
دست خود را بر روي ميز كوبيد و گفت:
مخالفم!!
وزير دارايي گفت:
آخر هر چه لايحه ميآوريم شما مخالفت ميكنيد دليلش چيست؟
مدرس ضمن آنكه تبسمي بر لبانش نقش بسته بود جواب داد:
مخالفت من هم دليل دارد و هم به سود شماست.
مگر نگفتيد اين سگها به محض ديدن دزد او را ميگيرند؟
بسيار خوب آقاي وزير دارايي!
با ورود اين سگها به ايران اول كس كه گرفتار آنها ميشود
خود شما هستيد. پس مخالفت من به نفع شماست![1]
[1] . داستهانهاي مدرس، ص 177.
منبع : لطيفه هاي آموزنده تاريخ نويسنده محمد رضا اکبري انتشارات: پيام عترت سال نشر:1378 ه ش
ارسال توسط عزیز مراد رحمتی عضو هسته مشاوره
آخرین مطالب
