امام صادق (ع) مي فرمايند :
لقمان ، حكمت را به خاطر مال و جمال و فاميل دريافت نكرده بود ،
بلكه او مردي پرهيزكار ، تيزبين ، با حيا و دلسوز بود . اگر دو نفر با هم درگير مي شدند و خصومتي
پيدا مي كردند ، ميان آنها آشتي برقرار مي كرد .
لقمان با دانشمندان زياد مي نشست .
او با هواي نفس خود مبارزه مي كرد و ... او داراي عمري طولاني ، معاصر حضرت داود و از بستگان حضرت
ايّوب بود .
او ميان حكيم شدن يا پيامبر شدن مخيّر شد و حكمت را انتخاب كرد .
از لقمان پرسيدند:
چگونه به اين مقام رسيدي ؟
گفت :
به خاطر امانت داري ، صداقت و سكوت در بارة آنچه به من مربوط نبود .
امام صادق (ع) فرمود :
لقمان نسبت به رهبر آسمانيِ زمان خود معرفت داشت .
گر چه خداوند به او كتاب آسماني نداد ، ولي همتاي آن يعني حكمت را به او آموخت .
روزي مولاي لقمان از او خواست تا بهترين عضو گوسفند را برايش بياورد . لقمان زبان گوسفند را آورد .
روزديگر گفت :
بدترين عضو آن را بياور . لقمان باز هم زبان گوسفند را آورد .
چون مولايش دليل اين كار را پرسيد :
لقمان گفت :
اگر زبان در راه حق حركت كند و سخن حق بگويد ، بهترين عضو بدن است وگرنه بدترين عضو خواهند بود.
« تفسير كشاف »
در عظمت لقمان همين بس كه خدا و رسول او و امامان معصوم (ع) پندهاي او را براي ديگران نقل
كرده اند .
