شناخت انواع مديريّت هاى موجود در جهان معاصر، و ارزيابى و مقايسه آنها با مديريّت اسلامى يكى از حياتى ترين مباحث كليدى كارگزاران نظام اسلامى و مديران متخصّص و متعهّد كشور الهى است.
تا مديران و كارگزاران نظام اسلامى، مديريّت هاى موجود را نشناسند و تا از آخرين ره آورد و تجربيات دانش امروزى بهره مند نگردند و نتوانند ويژگىهاى مديريّت اسلامى را در مقايسه با مديريّتهاى ديگر بلوك شرق و غرب، به درستى شناسائى نمايند.
نمىشود انتظار آگاهى لازم، و مديريّت سالم را داشت.
ادامه مطلب...
|
|
ترجمه :
6 - بعضى از مردم سخنان باطل و بيهوده خريدارى مى كنند تا مردم را از روى جهل و نادانى گمراه سازند، و آيات الهى را به استهزا و سخريه گيرند، براى آنها عذاب خوار كننده است .
7 - هنگامى كه آيات ما بر او خوانده مى شود مستكبرانه روى بر مى گرداند، گوئى آن را نشنيده ، گوئى اصلا گوشهايش سنگين است ! او را به عذاب دردناك بشارت ده .
8 - (ولى ) كسانى كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند باغهاى پر نعمت بهشت از آن آنهاست .
9 - جاودانه در آن خواهند ماند، اين وعده مسلم الهى است ، و اوست عزيز و حكيم (شكست ناپذير و دانا).
شاءن نزول :
بعضى از مفسران گفته اند كه نخستين آيات مورد بحث درباره (نضر بن حارث ) نازل شده است .
او مرد تاجرى بود و به ايران سفر مى كرد، و در ضمن ، داستانهاى ايرانيان را براى قريش بازگو مى نمود، و مى گفت : اگر محمد براى شما سرگذشت عاد و ثمود را نقل مى كند، من داستانهاى رستم و اسفنديار، و اخبار كسرى و سلاطين عجم را باز مى گويم !، آنها دور او را گرفته ، استماع قرآن را ترك مى گفتند.
بعضى ديگر گفته اند كه اين قسمت از آيات در باره مردى نازل شده كه كنيز خواننده اى را خريدارى كرده بود و شب و روز براى او خوانندگى مى كرد و او را از ياد خدا غافل مى ساخت .
مرحوم (طبرسى ) مفسر بزرگ ، بعد از ذكر اين شان نزول مى گويد:
حديثى كه از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در اين زمينه نقل شده شاءن نزول فوق را تاءييد مى كند، چرا كه آن حضرت (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: لا يحل تعليم المغنيات و لا بيعهن ، و اثمانهن حرام و قد نزل تصديق ذلك فى كتاب الله : (و من الناس من يشترى لهو الحديث ...).
(آموزش دادن كنيزان خواننده ، و خريد و فروش آنها حرام است و درآمدى كه از اين راه به دست مى آيد نيز حرام است ، گواه اين مطلب چيزى است كه خداوند در كتابش فرموده : و من الناس من يشترى لهو الحديث ....
ت
ادامه مطلب...
|
|
ترجمه :
16 - پسرم ! اگر باندازه سنگينى دانه خردلى (عمل نيك يا بد) باشد و در دل سنگى يا در گوشه اى از آسمانها و زمين قرار گيرد خداوند آنرا (در قيامت براى حساب ) مى آورد، خداوند دقيق و آگاه است .
17 - پسرم ! نماز را بر پا دار، و امر به معروف و نهى از منكر كن ، و در برابر مصائبى كه به تو مى رسد با استقامت و شكيبا باش كه اين از كارهاى مهم و اساسى
18 - (پسرم !) با بى اعتنائى از مردم روى مگردان ، و مغرورانه بر زمين راه مرو كه خداوند هيچ متكبر مغرورى را دوست ندارد.
19 - (پسرم !) در راه رفتن اعتدال را رعايت كن ، از صداى خود بكاه (و هرگز فرياد مزن ) كه زشتترين صداها صداى خران است .
ادامه مطلب...
مَنْ أَخلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَباحًا ظَهَرَتْ يَنابيعُ الحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَی لِسَانِهِ
عبارات حديث مختلف وارد شده و معاني متّحد است .
ادامه مطلب...
العـبـادة ثـلاثـة : قـوم عـبـدوا الله عـزوجـل خوفا؛ فبلك عبادة العبيد. و قوم عبدوا الله تبارك و تعالى طلب الصواب ؛ فبلك عـبـادة الجـراء. و قـوم عـبـدوا الله عـزوجـل حـبـاله ، فـتـلك عـبـادة الاحـرار. و هـى اءفـضـل العـبـادة :
(پـرسـتـش سـه گـونـه اسـت .
ادامه مطلب...
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: اي كساني كه ايمان آورده ايد ، بايستي كودكان نابالغ شما در
سه وقت اجازه دخول بگيرند »
۱- پيش از نماز صبح ،
۲-هنگام نيمروز كه جامه هاي خويش مي نهيد
۳- وبعد از نماز عشاء ( كه آماده خواب مي شويد )
اين سه وقت خلوت شماست در غير اين سه وقت بر شما و بر آنان باكي نيست ( كه بي اجازه وارد شوند ) آنها
و شما زياد بر يكديگر مي گذريد .
خداوند آيات را چنين بيان مي كند ، خداوند دانا و حكيم است. «
خداوند متعال به حضرت موسى بن عمران عليه السلام وحى فرستاد كه : اى موسى ! آيا هرگز عملى از براى من بجاى آورده اى ؟
عرض كرد:
پروردگارا! نماز براى تو بجا آورده ام ، و روزه را براى تو گرفته ام و صدقه داده ام و ذكر تو را نموده ام .
خطاب به او شد: اما نمازت ، دليل بر خداپرستى تو است و روزه ، سپر آتش است از براى تو، و صدقه ، سايبان است از برايت در قيامت ، و ياد من نور است از براى تو، پس كدام عمل از براى من به جاى آوردى ؟
موسى عليه السلام عرض كرد:
پرودگارا مرا راهنمايى كن بر عملى كه از براى تو باشد.
از طرف خداوند به او خطاب شد:
آيا هرگز با دوستان من دوستى و با دشمنان من دشمنى نموده اى ؟ آنگاه حضرت موسى عليه السلام متوجّه گرديد كه افضل اعمال نزد خداوند دوستى با دوستان خدوند متعال و دشمنى با دشمنان او مى باشد
منبع:كتاب : در حريم عشق مؤ لف : سيّد عبداللّه حسينى)
قال الله العظيم فى كتابه : يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير و منافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما
رهبرى غريزه تفريح
يكى از تمايلات غريزى بشر كه بايد حتما تحت مراقبت كامل و رهبرى صحيح قرار گيرد و طبق برنامه هاى منظم و هدايت مربيان شايسته ، در جاى خود با اندازه گيرى ارضا شود، تمايل به تفريح است .
بشر، به كشش طبيعى براى رفع خستگى اعمال روزانه و رهايى از آداب و رسوم اجتماعى ، به پناه
ادامه مطلب...
خلاصه ، جوانان بايد بدانند كه ايام شباب يكى از نعمت هاى بزرگ خداوند و از بهترين فرصتهاى زندگى براى تخلق به مكارم اخلاقى و احياى جنبه هاى انسانى است . آنان موظف اند از اين نعمت زودگذر قدردانى كنند و در اوقات فراغت ، شخصيت روحانى و معنوى خويش را پرورش دهند و خود را انسان واقعى بسازند.
(قال على عليه السلام : احسنوا صحبة النعم قبل فراقها فانها تزول و تشهد على صاحبها بما عمل فيها. ) (
على عليه السلام فرموده است : از نعمت هايى كه در اختيار داريد، خوب استفاده كنيد، پيش از آن كه شما را ترك گويند. چه آن كه نعمتهاى زودگذر از كف مى روند و شهادت مى دهند كه صاحبشان با آنها چگونه رفتار نموده است .
به خوبى روشن نيست كه حضرت ابراهيم در چه سن و سالى به مقام پيامبرى رسيد ولى از قرائن تاريخى استفاده مىشود كه وى در سنين نوجوانى به اين مقام رسيده است.
از سوره مريم چنين بر مىآيد كه ابراهيم وقتى با آزر روبرو شد و او را به خداپرستى دعوت كرد پيامبر بود.
مىدانيم كه اين ماجرا قبل از درگيرى شديد ابراهيم با بتپرستان و داستان آتش زدن او بود، با توجه به اينكه طبق نقل بعضى از مورخان، ابراهيم به هنگام آتشسوزى 16 ساله بود به اين ترتيب مىبينيم ابراهيم در همان آغاز نوجوانى، رسالت بزرگ نجات انسانها را بر دوش گرفته بود.
به هر حال او در اين سن و سال، جنبه و توانائى فكرى آن را پيدا كرد كه با ارادهى قوى خود در برابر سيل خروشان تعصبهاى بتپرستان يك تنه ايستاده و كمترين ترس و وحشتى به خود راه ندهد، از اين رو خداوند در قرآن (سورهى نحل آيهى 120) از او به عنوان يك امت ياد مىكند، و اثر حركت او را همچون اثر يك جمعيت فشرده و آگاه و متعهد مىداند در حالى كه قرآن كريم از هيچيك از پيامبران با اين تعبير (همچون امت) ياد نكرده است.
ادامه مطلب...
ابرای يجاد تصوير مثبت از خود جملات زير را بخاطر بسپاريد
١- به خاطر داشته باشيد كه به دست آوردن اعتماد به نفس، بالا رفتن از اولين پله ي موفقيت است،
٢- بياموزيد كه خود را باور كنيد. همچون لومباردي فكر كنيد: در زندگي با خونسردي به پيش رويد و آنچه را كه داريد به خاطر پيروزي خرج كنيد و در اين صورت زندگي همه چيز به شما خواهد بخشيد.
٣- روش خلق اتفاقات آينده را تجربه كنيد خود را ببخشيد و ، ايمان داشته باشيد كه ميتوانيد به قدرت در انتظار بهترينها بودن » . به بهترين موقعيتها دست يابيد. «
٤ -تصوير خوبي از خود در ذهنتان بسازيد. زيرا همه ي ما تمايل داريم آن چيزي شويم كه از خود در ذهن داريم.
٥ -هيچگاه اجازه ندهيد اشتباهات موجب شود ايمانتان نسبت به خودتان سلب شود. از اشتباهات درس بگيريد و پيش رويد.
٦- اگر تا كنون خود را باور نكرده ايد، از همين لحظه شروع كنيد. در اين صورت به خود علاقه مند خواهيد شد و دليل خوبي نيز براي اين علاقه خواهيد داشت.
٧ -ميتوانيد، اگر باور كنيد ميتوانيد. اين پنج كلمه را در اعماق ذهنتان ثبت كنيد. زيرا آنها مملو از نيرو و حقيقتند.
٨ -افراد معتقد مشكلات را از برابر خود جارو ميكنند.
انسان معاصر، بر اثر ماشينيسم ، در نوسان بين اوج مادى و حضيض معنوى به سر گيجه دچار است ، هوش و انديشه و عواطف وى دچار ركود و خمودى شده است ، فقط حس و حركت است كه به فعاليت ادامه مى دهد. حيوان نيز چنين است . پس آيا انسان معاصر حيوانى بيش نيست .
در اين دنيا تيره و تاريك كه خوددوستى و مادى گرى بر آن حاكم است ، جوانان مسلمان بايد از تعاليم آسمانى اسلام به شايستگى استفاده كنند و با به كار بستن برنامه هاى آن ، خودشناس و خداشناس ، دگردوست و خدمتگزار مردم و خلاصه انسان واقعى باشند و بدين وسيله خويش را سعادتمند و خوشبخت سازند.
جوانان مسلمان براى جلب رضاى الهى و نيل به مقام شامخ انسانى موظف اند قسمتى از اوقات فراغت خود را به احياى جنبه هاى معنوى و جلب لذايذ روحانى اختصاص دهند و با ستايش و پرستش پروردگار، با اقامه حق و فضيلت و با محبت به مردم و خدمت به انسان ها، خود را از حضيض حيوانيت و پستى هاى آن برهانند و موجبات تعالى و تكامل خويش را فراهم آورند.
منبع :نقل از کتاب جوان از نظر عقل و احساسات
1- امام باقر (ع) فرمود: مرد هرگز به كفر مرد ديگر گواهى نمىدهد، (بگويد تو كافرى يا اى كافر) جز اين كه به يكى از آن دو برگردد، اگر بر كفر كافرى گواهى دهد راست گفته است، و اگر كفر را به مؤمنى نسبت دهد به خود وى بازمىگردد بنا بر اين از طعنه زدن به مؤمنان بپرهيزيد.
2- ابو حمزه گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: هر گاه مردى به برادر مؤمنش بگويد اف (واى بر تو) از پيوند (دينى) با او خارج مىشود، و چون به او بگويد تو دشمن منى يكى از آنها كافر شوند، و خداوند از مؤمنى كه نسبت به برادر مؤمنش نيّت بد در دل دارد هيچ عملى را نمىپذيرد.
3- امام باقر (ع) فرمود: هر كس رو در روى مؤمن به او طعن زند (او را بد نام كند) با بدترين مرگها خواهد مرد و سزاوار است كه به خير و سعادت بازنگردد.
4- امام صادق (ع) فرمود: خداوند مؤمنان را از پرتو عظمت و شكوه و بزرگوارى خويش آفريده، و هر كه آنان را طعنه زند و يا عقيدهشان را مردود شمرد بىشكّ خدا را ردّ كرده و چنين شخص از فضل الهى بىبهره مىباشد و اين كار يكى از دامهاى شيطان است.
5- امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر (ص) فرموده است: خداى عزّ و جل مؤمن را از عظمت جلال و قدرت خويش آفريده، بنا بر اين هر كه مؤمنى را طعن زند و يا سخن او را مردود شمرد، بىشك خدا را ردّ كرده است.
منبع:آداب معاشرت از ديدگاه معصومان عليهم السلام «ترجمه كتاب العشره وسائل الشيعه»
شيخ حرّ عاملى رحمه الله علیه
راز لقب كليم الله براى موسى عليهالسلام
امام صادق عليهالسلام فرمود: خداوند به حضرت موسى بن عمران عليهالسلام وحى كرد: اى موسى! آيا مىدانى كه چرا تو را براى هم كلامى خودم برگزيدم، نه ديگران را؟! (با تو هم سخن شدم و تو به مقام كليم الله نايل شدى).
موسى عليهالسلام عرض كرد: نه، راز اين مطلب را نمىدانم!
خداوند، به او وحى كرد: اى موسى! من بندگانم را زير و رو (و بررسى كامل) نمودم در ميان آنها هيچكس را در برابر خود، متواضعتر و فروتنتر از تو نديدم.
يا موسى اءِنَّكَ صَلَّيتَ، وَضَعتَ خَدَّكَ عَلى التُّرابِ؛
اى موسى! تو هرگاه، نماز مىگزارى، گونه خود را روى خاك مىنهى و چهرهات را روى زمين مىگذارى.(535)
به اين ترتيب، در مىيابيم كه عالىترين مرحله عبادت، كوچكى نمودن بيشتر در برابر خدا است.
منبع:قصههاى قرآن به قلم روان محمد محمدى اشتهاردى رحمه الله علیه
رفتارهاى امام على عليه السلام برخى اختصاصى و بعضى عمومى است، كه بايد در ارزيابى الگوهاى رفتارى دقت شود.
گاهى عملى يا رفتارى را حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام در شرائط زمانى و مكانى خاصى انجام داده است كه متناسب با همان دوران و شرائط خاص قابل ارزيابى است، و الزامى ندارد كه ديگران همواره آن را الگو قرار داده و به آن عمل كنند، كه در اخلاق فردى امام على عليه السلام نمونههاى روشنى را جمع آورى كردهايم، و ديگر امامان معصوم عليه السلام نيز توضيح دادهاند كه:
شكل و جنس لباس حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام تنها در روزگار خودش قابل پياده شدن بود، اما هماكنون اگر آن لباسها را بپوشيم، مورد اعتراض مردم قرار خواهيم گرفت.
يعنى عنصر زمان و مكان، در كيفيتها تأثير بسزائى دارد.
پس اگر الگوهاى رفتارى، درست تبيين نگردد، ضمانت اجرائى ندارد و از نظر كاربردى قابل الگوگيرى يا الگوپذيرى نيست، مانند:
- غذاهاى سادهاى كه امام على عليه السلام ميل مىفرمود، در صورتى كه فرزندان و همسران او از غذاهاى بهترى استفاده مىكردند.
- لباسهاى پشمى و سادهاى كه حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام مىپوشيد، اما ضرورتى نداشت كه ديگر امامان معصوم عليهم السلام بپوشند.
- در برخى از مواقع، امام على عليه السلام با پاى برهنه راه مىرفت، كه در زمانهاى ديگر قابل پياده شدن نبود.
حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام خود نيز تذكر داد كه:
لَنْ تَقْدِروُنَ عَلى ذلِك وَلكِن اَعينوُنى بِوَرَعٍ وَاجْتَهاد
( شما نمى توانيد همانند من زندگى كنيد، لكن در پرهيزكارى و تلاش براى خوبىها مرا يارى دهيد)
وقتى عاصم بن زياد، لباس پشمى پوشيد و به كوهها مىرفت و دست از زندگى شست و تنها عبادت مىكرد، امام على عليه السلام او را مورد نكوهش قرار داد، كه چرا اينگونه زندگى مىكنى؟
عاصم بن زياد در جواب گفت :
قَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، هذَا أَنْتَ فِي خُشُونَةِ مَلْبَسِكَ وَجُشُوبَةِ مَأْكَلِكَ!
(عاصم گفت، اى اميرمؤمنان، پس چرا تو با اين لباس خشن، و آن غذاى ناگوار بسر مىبرى؟)
حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود:
قَالَ: وَيْحَكَ، إِنِّي لَسْتُ كَأَنْتَ، إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ، كَيْلاَ يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُهُ!
واى بر تو، من همانند تو نيستم، خداوند بر پيشوايان حق واجب كرده كه خود را با مردم ناتوان همسو كنند، تا فقر و ندارى، تنگدست را به هيجان نياورد، و به طغيان نكشاند.
| منبع :الگوهاى رفتارى جلد 2 «امام على (ع) و مسائل سياسى» - محمد دشتی رحمه الله علیه |
پرورش روح انسان بدون محدود كردن شهوات امكان پذير نيست؛ وقتى انسان شهواتش عنان گسيخته باشد، همانند بهايم و حيوانات مىشود و در اين صورت، رشد انسانى براى رسيدن به كمالات وجود نخواهد داشت و لذا دين، خصوصاً اسلام، براى ارضاى شهوات ضابطه، قاعده، حدود و قيود تعيين كردهاست. بنا بر اين يكى از راههاى آسان و ساده مبارزه با نقش دين در يك جامعه عبارت است از، باز كردن راه عنان گسيختگى شهوات، يعنى همان
ادامه مطلب...
اضاعة الفرصة غصة.
ترجمه :
ضايع كردن اوقات فرصت و فراغت را به بيكارى و كسالت باعث غصه و اندوه است در آن وقتى كه فرصت از
دسته رفته و كار گذشته است پس عاقل آنست كه اوقات فراغ خود را غنيمت شمرد و نگذارد كه بيخود از
دستش برود.
ادامه مطلب...
سه نفر از بنى اسرائيل با هم به مسافرت رفتند. در ضمن سير و سفر در غارى به عبادت خدا پرداختند. ناگهان سنگ بزرگى از قله كوه فرود آمد و بر در غار افتاد و دهانه غار گرفته شد. بيرون آمدنشان ديگر ممكن نبود. طورى كه مرگ خود را حتمى مى دانستند پس از گفتگو و چاره انديشى زياد به يكديگر گفتند: به خدا قسم ! از اين مرحله خطر نجات پيدا نمى كنيم ، مگر اينكه از روى راستى و درستى با خدا سخن بگوييم بياييد هر كدام از ما عملى را كه فقط براى رضاى خدا انجام داده ايم به خدا عرضه كنيم تا خداوند ما را از گرفتارى نجات بدهد.
يكى از آنان گفت :
ادامه مطلب...
به منظور آشنایی هر چه بیشتر با رابطان محترم هسته مشاوره و انتقال انتظارات هسته از این عزیزان ، جلسه ای در روز چهارشنبه مورخه 28/1/92 ساعت 10 صبح با حضور آنان برگزار شد.
بعد از تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط آقای گراوند ، علی مرادی کارشناس مشاوره شهرستان ، با سخنانی حضور رابطان هسته مشاوره در مدارس را حائز اهمیت دانست و از خدمات آنان در طول سال تشکر نمودند و خواستار ارجاع موارد خاص به هسته مشاوره شهرستان ، همدلی بیشتر با دانش آموزان
ادامه مطلب...
گروهى از مسيحيان به سرپرستى اُسقُف خود وارد مدينه شدند، و گفتند:
سئوالات مهمى نسبت به خدا دارند،
خليفه اول آنها را خدمت حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرستاد.
بر امام وارد شدند و سئوالات خود رامطرح و پاسخهاى لازم را دريافت داشتند،
ادامه مطلب...
با وجود اينکه بيشتر ازدواجها با عشق و علاقه و محبت طرفين صورت ميگيرد ، اما به مرور زمان، عشق و علاقهي بينشان کمرنگ و کمرنگتر شده و گاهي بهطور کامل... با وجود اينکه بيشتر ازدواجها با عشق و...
با وجود اينکه بيشتر ازدواجها با عشق و علاقه و محبت طرفين صورت ميگيرد ، اما به مرور زمان، عشق و علاقهي بينشان کمرنگ و کمرنگتر شده و گاهي بهطور کامل...
ادامه مطلب...
با توجه به دعوت نامه ارسالی برای همکاران در مورخه 26/1/92 جلسه ماهانه مشاوران با حضور مدیریت محترم اداره آمورش و پرورش شهرستان کوهدشت و معاون آموزشی مقطع متوسطه با قرائت آیاتی از قرآن کریم آغاز شد .
برای مشاهده تصاویر در اندازه بزرگتر بر روی هر تصویر کلیک کنید .
ادامه گزارش را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید .
ادامه مطلب...
اعتماد به نفس سالم و بالا یک ضرورت حیاتی برای هر فردی میباشد.اعتماد به نفس توانایی شناخت و پذیرش نقاط ضعف و قوت ومحدودیت های خویش است.همچنین اعتماد به نفس توانایی ارزیابی درست خویش و کنار آمدن با چالشهای اساسی زندگی است.خصوصیات افراد با اعتماد به نفس بالا عبارتنداز:
ادامه مطلب...
تفکر نقّادانه ،تفکر منطقی است در مورد تصمیمی که قرار است گرفته شود یا کاری که قرار است انجام گیرد.این تفکر در جستجوی شواهد ،دلایل ومدارک برای یک قضاوت و نتیجه گیری است.برای تفکر نقّادانه بهتر است مراحل زیر را دنبال کنید.
ادامه مطلب...
اگر ما يك جمله را بفهميم قطعا" به فلاح و خوشبختي دست مي يابيم و آن اين جمله است كه باور و يقين كنيم كه " ما هميشه هستيم" ما براي نيستي و نابودي آفريده نشده ايم ، بلكه ما براي هستي و بودن خلق شده ايم و ... زندگي ما ابدي است ،كسي كه بفهمد و باور كند كه هميشه هست فكرش بزرگ مي شود ،دلش بزرگ مي شود و برنامه ريزي اش يك برنامه ريزي ابدي مي شود نه اينكه فقط جلوي پايش را ببيند و براي همين يكي دو روز دنيا برنامه ريزي كند . مكرر در قرآن ذكر شده كه انسان ابدي است ،با مردن برنامه اش تمام نمي شود بلكه تازه زندگي اصليش شروع مي شود،اين حقيقت را اگر بفهميم به يقين اهل سعادتيم.
رفتارهاى امام على عليه السلام برخى اختصاصى و بعضى عمومى است، كه بايد در ارزيابى الگوهاى رفتارى دقت شود. گاهى عملى يا رفتارى را حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام در شرائط زمانى و مكانى خاصى انجام داده است كه متناسب با همان دوران و شرائط خاص قابل ارزيابى است، و الزامى ندارد كه ديگران همواره آن را الگو قرار داده و به آن عمل كنند، كه در اخلاق فردى امام على عليه السلام نمونههاى روشنى را جمع آورى كردهايم، و ديگر امامان معصوم عليه السلام نيز توضيح دادهاند كه:
ادامه مطلب...
یکی دیگر از حیطه هایی که مهارت شما در آن در برابر برقراری ارتباط اهمیت دارد ، دوست یابی است . برای اینکه دوستان مناسب پیدا کنید علاوه بر این روش ها ، لازم است در انتخاب دوستان نیز دقت کنید.
ادامه مطلب...
يك موقع امام هادي عليه السلام كسالتي پيدا كردند و فرمودند: اي كاش يك نفر پيدا مي شد و به جاي من به كربلا مي رفت و زيارت مي كرد تا حالم خوب شود يك نفر قبول كرد و رفت و حال امام هادي عليه السلام هم خوب شد ،شخصي برايش سئوال پيش آمد چون امام هادي عليه السلام به همه ي عالم احاطه دارد به كربلا هم احاطه دارد نياز به نايب ندارد سئوال كرد : آقا جان شما چرا كسي را فرستاديد كه به جاي شما به زيارت كربلا برود ؟ حضرت فرمود : پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بلاتر بود يا كعبه ؟ عرض كرد پيامبر،فرمود ولي با اين حال پيامبر مي رفت و كعبه را زيارت مي كرد . امام هادي عليه السلام اين كار را كردند تا مارا تربيت كنند وبه ما بفهمانند كه اگر واسطه هاي خدايي را وسيله قرار ندهيم خدا به ما توجهي نمي كند .مراقب باشيد مبادا فكر وهابيت در شما اثر كند ما هرچه داريم از در خانه ي اهلبيت و توسل به آنها داريم.
بعضي ها اصلا" شنا كردن بلد نيستند بعد از شنا گران سئوال مي كنند : مگر شنا كردن در دل آب چه لذتي دارد؟ خيلي ها حتي به خود زحمت نداده اند قرآن خواندن ظاهري را ياد بگيرند بعد مي گويند... مگر قرآن براي ما چه دارد؟ تو اول شنا كردن معمولي در درياي علوم قرآن را ياد بگيربعد ببين قرآن چه حقايقي دارد.شما براي يك درس معمولي تا نرويد و حرف استاد را نشنويد نمي توانيد مطالب آن استاد را نقد كنيد. چطورشما قرآن نخوانده سخن خداي عزيز را سبك مي شماريد. عزيزم خداي مهربان تو را دوست دارد و مي خواهد با تو حرف بزند.اول اجازه بده خدا باهات حرف بزنه بعد ببين سرتاپا شيفته ي خداي تعالي مي شوي يا نه؟
خدا فياض است ،فياض يعني كسي كه دائم الفيض است و همواره و مدام و خيلي فراوان به مخلوقاتش عنايت و تفضل دارد،پس فيض و لطف و كرم از ناحيه خدا تعطيلي ندارد او نعمتش را مي ريزد،حالا...ما اگر اهل جمع كردن باشيم،طالب فيض باشيم قطعا" به ما مي رسد،در ارتباطات رسانه ها يك فرستنده هست و يك گيرنده،براي ارتباط بين فرستنده و گيرنده بايد هيچكدام قطعي نداشته باشند،فرستنده ما كه خداست و قياض مطلق است و هرگز قطعي برايش معنا نداردوحتي "لاسنه ولانوم" خواب و خستگي هم نداردو رحمتش هميشه جاريست،اما گيرنه هاي ما گاهي قطعي دارد،گاهي آنتن هاي ما به جهتي غير جهت خدا چرخيده و لذا شبكه ي دل ما يا برفكي است يا سياه است يا گاهي ما توجهي به خدا پيدا مي كنيم چيزي نشان مي دهد دوباره به خاطر غفلت ما قطع مي شود،اي كاش آنتن وجود ما هميشه به سوي خدا و اولياءخدا(ائمه عليهم السلام)باشد
